رفتم از سلف غذا بگیرم
هم اتاقیمم که خیلی دوستش دارم و دختر خوبیه هم اومد
غذام خورشت هویج بود با خیارشور و گوشت جدا
خانومه به من دو تا خیارشور داد به هم اتاقیم یکی![]()
تازه اسمم صدا زد و کلی هم باهام خوشو بش کرد
هم اتاقیم وقتی اومدیم اتاق ازم می پرسه اسمتو از کجا می دونست ؟ به من یکی خیارشور داده به شما دو تا
می گه دوستت داره ها
بهش گفتم چی بگم والا ! ولی من خیارشور زیاد دوست ندارم بیا یکی از این دو تا خیارشور واسه تو ؛
خوشحال شد گرفت و قارچ قارچ خوردش![]()
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105