از دلخوشی هامون اینه که ساعت دوازده بشه
چراغا رو خاموش کنیم و بکپیم تو تختمون اونم گوشی به دست
هر سه تامونا![]()
مثلا خوابیدم جون خودمون![]()
شده تا دو شب هم بیداریم گاهی
A جان فکر می کنی اینایی که شما فرمایش می کنی اونم خصوصی خودم حالیم نیست؟
چند بار بگم آخه ؟ هان؟
دوست دارم صدای خفه ام در واقعیت رو اینجا داد بزنم
اینجا هم نتونم داد بزنم که باید بمیرم دیگه!
دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126