
به لطف کرونا امسال سیزده قرار نیست به در شودسیزده به تو جانم سیزده به تو !به لطف کرونا ، عدد سیزده هم تونست ثابت کنه که نحس نبوده و نیستبه لطف کرونا ، طبیعت نفسxa0می کشه امسالxa0سبزه ای گره زده نمی شهخلاصهxa0اگه نگاه کنیم ویروس کرونا اگرچه ضررهایی داره اما نفعش هم زیاد بودهما هم که حالا حالاها قرار نیست برگردبم خوابگاه و دانشگاه !xa0...
ادامه مطلب
هفته پیشپنجشنبه گمونم بودیکی تنها توی اتاق کامپیوتر نشسته بود زار زار گریه می کردxa0من و یکی دیگه توی اتاق لپ تاپ بودیمxa0نفهمیدیم چشه اما می گفت دلش گرفتهxa0ولی قطعا غم بزرگی داشت که اونجور زار می زدخوابگا...
ادامه مطلب
ساعت یک و نیم بعد ازxa0ظهر برمی گردم خوابگاهدر اتاقو که باز می کنم یه کمی هم می نالم که به خاطر برگزاری یک سمینار مرتبط با رشته امونxa0کلاس تشکیل نشدxa0دختره نکبت فورا نطقش بازه که :پس کجا بودی ؟حتما بازم ف...
ادامه مطلب
از صبح عطری به لباسم زدم که بوی بهار رو می شه باهاش حس کرد .بوی خالصxa0گل های قرمزxa0رزxa0xa0...
ادامه مطلب
پسرو دخترایی که بدون مخالفت خانواده هاشون عاشق می شنو کارشون به ازدواج می کشهxa0از این عشق کاذب ها منظورمه هااینا من یقین دارم که کمبود محبت خانوادگی دارن و وای به روزی که یکی از طرفینxa0علاوه بر کمبود محبت عقلو شعور درستی هم نداشته باشهیعنی عقلشون بر احساسشون غالب نباشهاونموقع هست که ازدواجشون نه تنها موفق و عالی نیست گاهی به شکست هم منجر می شه و تا عمر دارند چوب ازدواج نادرستشونو می خورنxa0...
ادامه مطلب
هیچی بدتر از این نیست که درست موقع خوردن تخمهxa0 یکیشون گند بزنه به همشونxa0 درست مثل وضعیتی که الان من دارم یکیش آنچنان تلخ و بدمزه بود که خوشمزگی قبلیا رو از بین برد !...
ادامه مطلب
حضرت مولوی می فرماید : گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی چون ز چاهی می کشی هر روز خاک عاقبت اندر رسی در آب پاک بی هیچ بررسی از مرجع بهانه طبق کپی رایت ای فقط ا...
ادامه مطلب
در عجبم از آدمای بررسی از مرجع تحصیل طبق کپی رایت کرده ای که بررسی از مرجع بهداشت طبق کپی رایت و رعایت نمی کنن مثلا یکی دو روز پیش به مهمانمون حلوا تعارف کردم ایشون فوق لیسانس و بررسی از مرجع تحصیل طبق کپی رایت کرده هست حلوا رو با دندون دو نصف کرد بعد نصف دیگشو داد به باباش عیییییی...
ادامه مطلب
گمونم چهار یا پنج سالی می شه که دوتا از دختر دایی ها بار و بندیلشونو بستنxa0، رفتن کانادا یکیش که اینجا ازدواج کرد و دست در دست یار ، راهی دیار غربت شد اون یکیم تنها و بی یار پارسال خبردار شدیم این یکی هم ازدواج کرد منتها با یه مرد خارجکی ! ازش بی خبر بودیم و بودیم تا دو روز پیش از طریق اینستاگرام یکی از دختر دایی ها که تهران هست تونستم اینستاشو پیدا کنم با هزار بسم الله که صفحش قفل نباشه رفتم که اینستاشو یه دیدی بزنم قفل نبود و بلاخره چشممون به جمال شوهر خارجکیش روشن شد (عمرا بدونه منxa0می بینم...
ادامه مطلب
اینو تازه یادم اومد یکی دو هفته پیش که پیاده روی کردم(قبل سفر یهویی) اونروز توی بازار از یه مغازه دو تا روبان قرمزو سبز گرفتم می خوام باهاش تل موی خوشکل درست کنم حالا ببینم کی فرصتش پیش می آدxa0 خلاصه مشغول خرید بودم که یه زن و شوهر هم اومدنxa0 خانومه چشای سبزو گشادی هم داشت از نیمرخ که به نظرم خیلی خوشکلxa0بود تمام رخو خدا داند حالا اینا به کنار ، این دو نفر دو تا قند تزیین شده (از اینا که موقع بله گفتن عروس بالا سر عروس و دوماد می گیرند و می سابن به هم ) خریدند به شصت هزار تومنxa0xa0بعد موقع پ...
ادامه مطلب
تقریبا دو هفته پیش یه کیف مردونه پیدا شد که توش پر از مدارک مهم xa0به همراه سیصد هزار تومن پول بود اسم و فامیل گم کننده هم از روی مدارکش می شد تشخیص داد xa0چون کیف نزدیکیای خونه گم شده بود و فامیلیش با همسایه اونورترمون یکی بود احتمال دادیم کیف مال پسر همسایه هست ما رو باش فکر می کردیم الان با گم شدن کیف چه حس و حال بدی باید داشته باشند صبح اول وقت زنگ زدیم خونشون مادر پسره اومده پشت خطxa0 می گیم اسم پسر شما امیر علی هست ؟ می گه نه ما امیر داریم اما امیر علی نهxa0 با کلی جستجو و تحقیق بلاخره م...
ادامه مطلب
دیشب به این نتیجه رسیدم که : انسان از وقتی به دنیا می آد زندگی باهاش مسابقه می ده به عبارتی یه جور مسابقه بین زندگی و انسان در این دنیا برقراره حالا مسابقه و نحوه برخورد انسان و زندگی بر چهار نوعه : یکی اونقدر مستعد و قوی هست که می تونه از زندگی جلو بزنه و برنده بشه و کیفور بشه از زندگی کردن و بهترین زندگی واسش رقم بخوره ، افرادی هم مستعدن اما عرضه زندگیxa0ندارن ، عرضه ریسک کردن ندارن ، به عبارتی قوی نیستن و یه کمی همxa0ترسواند اینجور افراد احساس افسردگیxa0و یاس می کنند و هیچوقتم به زندگی و هدف ...
ادامه مطلب